ILC PNG 250

 

به نام ایران

 

در مورد رویدادهای اخیر در افغانستان

 

روسها با زمینه سازیهای پنهانی در ۲۴ دسامبر ۱۹۷۹ به بهانه درخواست کمک دولت دست نشانده از آنها را اشغال کردند. مجاهدین افغانی در مبارزه با آنها، تحت حمایت آمریکا عرصه را بر روسها چنان تنگ نمودند که در۱۵ فوریه ۱۹۸۹ از افغانستان خارج شدند. حکومت پوشالیسوسیالیستی تحت حمایت روسها نیز چند سال بعد توسط مجاهدین افغانی ساقط گردید. از میان مجاهدین افغانی، طالبان سنی مذهب به کمک انگلیس و آمریکا به قدرت دست یافتند. نخست مردم افغانستان با خوشبینی امیدوار بودند که این گروه ارتجاعی به جنگهای داخلی افغانستان کاملا پایان داده و کشور ویران شده را سرو سامان خواهند داد. اما طالبان با ویرانگری، خشونت و کشتار به سرعت مناطق وسیعی را در جنوب افغانستان اشغال کرده، به جنگها‌ و کشتار، بویژه کشتار شیعیان افغانی ادامه دادند. طالبان ۱۹۹۶ سه چهارم افغانستان را کنترل کرده، نام حکومت افغانستان را به “امارات اسلامی افغانستان” تغییر داد. با نگرشهای مذهبی، پایبند به قوانین خشن اسلامی و دیدگاهی واپسگرا، مردم افغانستان بویژه زنان را زیر فشار و ستم گرفته، بی اعتنا به حقوق انسانی موجب رنج و مشقت آنها گشت. در پی گسترش طالبان قلمرو این رژیم تروریست به مکانی امن برای سایر گروه‌های شبه نظامی افراطی از جمله القاعده گردید. پس از حوادث یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ با گسیل نیروی نظامی به افغانستان توسط ایالات متحده و متحدانش و  سرکوب طالبان، آن جنایتکاران شرور در کوهستانها غار نشین و منزوی شدند.

بعد از سقوط دولت طالبان و فرار تعدادی از فرماندهانش، جمهوری اسلامی به فرماندهان فراری طالبان اسکان داد. در سال ۲۰۱۳، بعد از آنکه طالبان دفتر سیاسی خود را در دوحه قطر باز کرد، دو بار نمایندگان خود را به تهران اعزام داشت که موجب تلاش برای تقویت موضع طالبان در مقابل دولت افغانستان گردید. در سال ۲۰۱۶ دولت افغانستان، جمهوری اسلامی را متهم به حمایت و پشتیبانی از این گروه نمود. جریان کمکهای جمهوری اسلامی به این گروه تروریسیتی در سال ۲۰۱۹ کاملا علنی گردید. پاکستان، عربستان و حتی ترکیه هم در زمینه حمایت از طالبان با یکدیگر وارد مسابقه و جدال شدند. هدف اصلی جمهوری اسلامی، در حمایت و تجهیز طالبان، افزایش نفوذ خود در منطقه و ایجاد ناامنی بیشتر بود. جمهوری اسلامی با پیمان امنیتی منعقد شده میان افغانستان و ایالات متحده آمریکا به شدت مخالفت میکرد. این پیمان به ایالات متحده اجازه میداد تعدادی پایگاه و نیروی نظامی در افغانستان در نزدیکی مرزهای ایران داشته باشد.

به هر حال همچنان از گروه طالبان به منزله توپی در بازیهای سیاسی خاورمیانه استفاده میشود و ملت افغانستان میباید هزینه آنرا با جان و مال خود بپردازد.

نتیجه ۲۰ سال حضور نظامی آمریکا متحدانش در افغانستان در عین گامهای مثبت آن، نتوانست از خشونت و ناآرامی‌ها بکاهد. در این میان امضای توافقنامه آمریکا با طالبان، افغانستان را در شرایطی جدیدی قرارداد. دولت ترامپ که در سال ۲۰۲۰ تلاش نمود با امضای توافقنامه جامع صلح با طالبان بحران افغانستان را تمام شده معرفی کند و نیروهایش را به آمریکا برگرداند. در ۲۹ فوریه ۲۰۲۰ میلادی (دهم اسفندماه ۱۳۹۸) پس از برگزاری ۹ دور مذاکره توافقنامه‌ای را ایالات متحده آمریکا و گروه طالبان در دوحه امضا کردند که نخستین گام برای پایان دادن به جنگی ۲۰ ساله با  هزاران کشته و تحمیل هزینه‌ای بالغ بر ۲ هزار میلیارد دلار برای دولت ایالات متحده بشمار می‌آید.

آتش بس یا کاهش خشونت‌ها، خروج نیروهای نظامی خارجی از خاک افغانستان، تبدیل نشدن افغانستان به پناهگاهی امن برای گروه‌های تروریستی و آغاز گفتگو و ائتلاف با سرکردگان دولت افغانستان، چهار محور اصلی این توافقنامه بود.

در حالیکه ناگهان چند هفته پیش آمریکاییها و اروپاییان اقدام به ترک افغانستان کردند، رژیم جمهوری اسلامی شادمان از این گام غرب به تایید دولت امارت اسلامی یا همان طالبان پرداخت و به این جنایتکاران بها داده، اعلام نموده نیروهای امارت اسلامی شهرهای افغانستان را اداره می کنند. این نوع خروج شتابزده نیروهای ائتلاف از افغانستان و رها نمودن ملت افغانستان، پرسشهای بسیاری را در ذهن تداعی می‌نماید. آیا داد و ستدهایی پنهانی در این زمینه در میان دولتها رخ داده است؟ ارزیابی ناتو و آمریکا از توانمندی طالبان صحیح بوده؟ آیا این نوع خروج عرصه را برای بازیگران منطقه‌ای همچون ایران، عربستان، پاکستان، قطر، امارات، هند و چین و همچنین فرا منطقه‌ای همچون روسیه باز نمی‌گذارد؟  

در زمان رهبری ملا عمرو حکومتش بر افغانستان از «امارت اسلامی افغانستان» نام برده میشد. اکنون هم هنگام خروج آمریکا و متحدانش از افغانستان، رژیم ولایت فقیه خرسند از احتمال اشغال افغانستان از سوی طالبان با استقبال گرمی، از «تغییر طالبان» سخن گفته و این جنایتکاران شیعه، آن جنایتکاران سنی را «یکی از جنبشهای اصیل منطقه» معرفی میکنند.

در سال‌های اخیر مردم افغانستان در مبارزه با تحجرِگرایی و فساد بهای گزافی پرداختند: زنان افغانستان برای بازیابی حقوق از دست رفته‌ فردی و اجتماعی سخت کوشیدند، نویسندگان و ناشران افغانستان به تولید و پخش آزاد کتاب‌های فارسی پرداختند. سعی کردند دمکراسی را پیاده کنند. پیشرفت این روند در افغانستان خاری شد در چشم خامنه ای خائن، تا از طالبان، پشتیبانی مالی و نظامی و خدماتی کرده و آنها دوباره به قدرت برسند.

شیوه رفتاری طالبان برای تسلط بر افغانستان، کپی برداری از شیوه‌های خمینی در برپایی ولایت فقیه در ایران است. سرکردگان طالبان که بر کابل مسلط شده و در واقع کنترل سراسر افغانستان را به دست گرفته‌اند، اعلام کردند که کارمندان دولتی از سه شنبه (۱۷ اوت) سر کارهای خود باز گردند و زندگی به حال عادی درآید. گرچه در روزهای اخیر، از هنگام تسلط طالبان، کابل به شهر مردگان مبدل شده و تنها در فرودگاه بین‌المللی چندین هزار تن می‌کوشیدند به هر شکل خود را به خارج از کشور برسانند.

وعده‌های غیررسمی و شایعه پراکنی از جانب طالبان در کابل، وعده‌های دوران  طلایی روح الله خمینی را به یاد می‌آورد. این که طالبان اعلام کرده‌اند، قصد برپایی «امارت اسلامی» دارند، ثابت می‌کند که زنان در افغانستان به قرون وسطی بازگردانیده خواهند شد و آزادی بیان و اندیشه ناپدید شده، دستگیری‌های گسترده به وقوع خواهد پیوست واعدام‌ها آغاز خواهند شد.     

هرگز نباید به هیچ یک از دروغپردازی‌های طالبان در مورد مسالمت جویی آنان و احترام به حقوق انسانی شهروندان و همچنین توقف فتنه‌گری در منطقه اعتماد کرد. آن‌ها همانگونه که در مورد قصد ورود به کابل دروغ گفته بودند، مسلما اجازه تحصیل به دختران را نیز نخواهند داد و وعده‌های دیگر آنان نیز جز یک فریب بزرگ چیز دیگری نیست.

اکنون که همه‌ دستاوردهای ملت افغانستان در خطر نابودی کامل قرار گرفته بنظر میرسد، خامنه ای خائن درپی سوریه کردن افغانستان است. رژیم ولایت فقیه می کوشد در حین رقابت با عربستان، پاکستان و ترکیه به عنوان یک بازیگر موثر جا پای نفوذی خود را در افغانستان استوار کند.

خامنه ای خائن، جنایتکار و انسان ستیز می‌پندارد دستیابی به این اهداف موقعیت ولایت فقیه و رژیم او را در برابر آمریکا و اروپا تقویت میکند. این همان سیاست مخرب و روش زیان باری است که خامنه ای خائن در سوریه و یمن در پیش داشت. خامنه ای خائن در جریان حضور آمریکا و اروپا در افغانستان، از مرتجعین مذهبی طالبان، پشتیبانی مالی و نظامی و خدمات پشت جبهه ای میکرد. سیاستهای خشن، جنون آمیز و بیخردانه رژیم ولایت فقیه، زندگی میلیونها انسان را در معرض تهدید قرار داده است. از اینرو سرنگونی رژیم ولایت فقیه برای مردم ایران و افغانستان که منافع مشترکی دارند بسیار پر اهمیت است. سرنگونی جمهوری اسلامی و رهبر جنایتکارش میتواند از دشمنیهای فرقه‌ای و مذهبی و وخیم تر کردن وضعیت شیعیان در افغانستان جلوگیری کند و به خاورمیانه آرامش از دست رفته را بازگرداند.

پاینده ایران

کنگره رهایی ایران 

 

Airport Kabul August2021